خودشون عتیقه تر از ماشینشون هستن؟
پ.ن به کسی که پاسخ درست رو بده، از طرف انجمن عتیقگان یک عدد از همون خوروهای فرسوده اهدا خواهد شد![]()
پ.ن امشب ک.س شعرم میاد، اساسی....
من هنوز دلبرکان غمگین مارکز رو نخوندم
تف به این روزگار
پ.ن کسی میدونه با ترجمه کی بهتره؟
که آخرش همه کتابهامو رو خیس و مچاله انداختم تو سطل آشغال حیاط
حالا حکایت ماست رفیق!
نمیدونم این آخریها تو کدوم بازار مکاره ای بود که به حراجش گذاشتم...
بعد نوشت: چهار دیواری اختیاری رو حال کردید؟...اصلا ببین داداش من، گوشه لباست کجه سوارت نمیکنم![]()
پ.ن: اگه تو اینطور نیستی برو ادامه مطلب شماره ام رو گذاشتم کارت دارم رفیق.
اهنگ روز:دود سیگار را ببین برو بمیر... زیر پای را ببین ز جان گذر...زجان ز خانمان گذر
محسن نامجو (بد میخوامش)
وقتی بابام مرد ، اولین سوال فلسفی ای که بعد مراسم چله و آرامش خونه برام پیش اومد این بود:
من وقتی بزرگ شدم و با شوهرم دعوام شد بگم میرم خونه کی؟خونه مامانم؟

بوی پاییز...
با اینا منتظر برف و زمستونم..
پ.ن گارسیا علاقه وافری به نرگس و پاییز و برف میدارد.
پ.ن هیچ ربطی هم به خواب زمستونی نداشت!
اگه واسه صکث ، مردها پول میگرفتن...
اونوقت ما دخترها به چه امیدی ساعت ۸شب توی بارون، منتظر تاکسی وایمیسادیم؟
درسته من عاشق بستنی با طعم قهوه ام...
اما این دلیل نمیشه مثله بستنی یخ
ومثل قهوه تلخ باشی.
به یک عدد دوست پسر خوش تیپ.. با شعور...چشم دل پاک ...کمی پولدار...وفادار... بیکار...و ترجیحا" دارای موتور نیازمندیم.
پ.ن ووهو خیلی تند میری..مال من این بود
الهی نامه:خدایا دستاتو بذار رو شونه هام...میخوام حست کنم.