مادربزرگ،هادی،هدی
بیایید...بیایید
عروسکای خوبیم از سنگ و میخ و چوبیم
پدر کجاست؟
من اینجام
مادر کجاست؟
همین جام
عروسکای نازیم ، قصه رو ما می سازیم
بیائید... بیائید
سلام ،سلام
راستی
خودم هم آق بابام
عروسک های قصه ایم ...نون و پنیر و پسته ایم
پ.ن حال میکنیم با این دست و پا زدن در نوستالوژی...
عروسک های قصه ایم...
بگذار
و
بگذر
و تو چه میدانی از عبور؟
پ.ن مشوشم.
بالاخره یکی دلیل ذوق مرگ شدن ما رو از پست ۱۰۰ دریافت...واین شد که ما به یه جایی فشار آوردیم و آپ کردیم
پ.ن۱ آقا برهود فقط خودم..فقط خودت
پ.ن ۲ صد صد و یک...یکصد و یک .....
الهی نامه: خدایا خودت گفتی " الهکم التکاثر " ... ما که نه زن داریم، نه بچه ،نه مال ،نه عشیره، نه جاه، نه مقام...پس همون خودت بگو ، من یکی رو ،چی از تو غافل کرد؟....
امشب قسم خوردم عاشق ۱۰۰ هزارمین نفری بشم که میاد وبلاگمو میبینه...
اسم دخترمون رو هم میذاریم "وبلاگ الملوک"
وبلاگم شده عین یه بچه ی نا خلف....عین همون پسر معتادا که میشن آیینه دق(دغ) نه نه هاشون...که حتی نه نه دلش نمیخواد نگاش کنه....
واسه پست ۱۰۰ هم خیلی نقشه ها داشتم...اما دل و دماغ که سهله....انگشتامم به تایپ کردن نمیره..
فقط همین : که اینجا تعطیل نمیباشد!...فعلا.
عمو زنجیر باف..
بله
زنجیر منو بافتی...
بله..
ای مرض و بله ...خجالت نمیکشی مرتیکه پول مفت میگیری...سر یه هفته پاره شد
اینکه وقتی عشقش بعد یه ماه میاد دیدنش ،روی دستش یه ضربدر گنده کشیده که یادش نره باهاش قرار داشته...یا اینکه برای حرف زدن با عشقش باید وقت قبلی بگیره....یا اینکه اون دوستش نداره ...و و و ....
هیچکدوم از اینا دلیل نمیشه همه حرفهای دیگران رو قبول کنه...یابه اون پسر خوشگله شماره بده...یا به یه ابراز محبت دیگری شیفته و واله بشه.
پ.ن ببینم دو تا گوشهای گنده اش انقدر تابلوست؟
تمام روزنامه شده پر از آگهی " به یک منشی خانوم با روابط عمومی بالا نیازمندیم "
و تمام منشی ها شدن خاله ریزه های رنگ و روغن شده و دک ودافهای ابرو شیطونی و ناخون قشنگ...
مزه فیلمهای هندی به رقص های دسته جمعیش یا دو نفره ی توی دشت و دمنشه ...مزه فیلمهای هالیوودی به صکث شه..مزه فیلمهای فرانسوی به بوسه های داغ و عشق بازیهای منحصر به فردشه...مزه فیلمهای ایرانی به فحشهای +۱۸ و تیکه های سیاسیشه.......
خوب...که همشون سانسور میشن.
ما که رفتیم "بامزی قویترین خرس دنیا" رو ببینم.
بی ربط: زین پس طی یک عملیت انتحاری کامنتهایی رو که به هر دلیلی خوشم نیاد تایید نمیکنم...(یه چیزی تو مایه های اینکه راننده تاکسیه تو دلش میگه: از ریختت خوشم نمیاد سوارت نمیکنم)
توجه داشته باشید...چهار دیواری اختیاری...
پ.ن انتحاری یا انتهاری؟
الهی نامه:خدایا این خر شیطون رو بزن چلاق کن که دیگه من سوارش نشم.