تبليغاتX
خرپ خرپ های مغز یه چپ دست
اگه سکه دو رو داره...اسیر دست بازاره

.

.

.

  لعنتی اون سکه ست...پس چرا تو دو رو داری؟

 

نکنه تو هم عروسک خیمه شب بازیه این آشفته بازاری؟

 


چه خبر؟      دیگه چه خبر؟

هممون دنبال خبریم....

چیه؟..مگه فوقش قراره چی بشه؟؟؟؟هیچی...به خدا هیچی...اخرش هیچیه

کم سخت بگیر!!!!


 گند تر ازاین نمیتونم بنویسم...به شرافتم قسم!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 2:50 توسط گارسیا

. ای که سیاه چشمات همرنگه روزگاره

. کاش چشات و پوستت عین اون دختره بود و موهاتم هایلایت میکردی

پ.ن حال آدم بد میشه صورتتو میبینه!!!!!!


/ بچه تر که بودیم، تو خیابون دست مامانه رو ول میکردیم و گم میشدیم

/ حس بدیه که دیگه حتی نمیتونم برم گم شم!


درست عین اون میمونه که سر به سر زبل خان میذاشت...،یه چیزی همیشه ذهنمو بهم میریزه...


بی ربط:راستی کسی سایت آپلود عکس سراغ داره که ثبت نام نخواد؟حال وحوصله ثبت نام ندارم ....این تینی پیک پدرسگ هم بامبول در میاره.....   اینم ببینید با مزه بود


الهی نامه: من بی خیال تو شدم یا تو بی خیال من شدی؟؟راستشو بگو

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 1:21 توسط گارسیا

برای تغییر ذائقه هم شده بهتره فعلا خودم خفه شم!!..

اینو بخون اما :

         آدم ها با خود که صادق باشند،می بینند هیچ آرزویی ندارند.

.

.

.

.

.

  باور کن رفیق!

    

+ نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 19:14 توسط گارسیا

این وبلاگیه که یه شب تا صبح خوندمش..تمام آرشیوش رو...و داغونم کرد

چیزی که دست من اومد...یه زن حدود سی ساله...با یه دختر۷ساله....یه کم اضافه وزن،شایدم بیشتر از یه کم...یه شوهر به قول خودش شکنجه گر... و ...

یک زن...چندین حس....همین

 

پ.ن شد عین شرح مختصری که روی فیلمهای  کلوب مینویسن

پ.ن وبازم هم میگم...کمتر میام نت..ببخشید به خاطر عدم حضورم(نه که خیلی هم پخی بودم)...امروزم از دستم در رفت


الهی نامه:اشکال نداره خدای خوبم...تو خودتو ناراحت نکن...میشناسیم که؟...من بازم مثله همیشه تحمل میکنم

 

+ نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 17:45 توسط گارسیا

امروز یه اس ام اس داشتم:

خیلی مواظب خودت باش ،همش نگرانتم    صادقانه دوستت دارم ، عاشقانه میپرستمت

ته دلم قنج رفت....و قبیحانه حتی نگفتم صاحبش من نیستم...دوست داشتم فکر کنم اون منم که یکی انقدر نگرانشه...دوست داشتم این اس ام اس مال من باشه!!!

پ.ن نویسنده این اس ام اس چقدر صادقانه نوشته صادقانه دوستت دارم؟؟...هر چی بود به دل من که بدجور نشست


میگویند از تو ننویسم...در خون من گردهمایی لبخندهای تو برپاست...

این را چه کسی میتواند بفهمد؟

 

پ.ن دلم برای تصویر خودم در شیشه های عینکت تنگ شده...

(یا تو خیلی جذابی....یا من خیلی خرم!!!!باور کن رفیق)

 

+ نوشته شده در جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 3:32 توسط گارسیا |

نه مال دارم كه ديوان بخورد ، نه دين دارم كه شيطان ببرد

وانگهي چه چيزي روي زمين ميتواند برايم كوچكترين ارزشي داشته باشد ؟

 

پ.ن هدایت اینو گفته....خودم حال هیچی رو ندارم...خیلی خسته ام...دوست دارم دیگه اینجا هم ننویسم..همه خسته کننده و تکراری شدن....منم واسه همه همینطور شدم.

پ.ن البته جز مادرم !!


عکس العمل محض:

/ دوستت دارم.

/ منم دوستت دارم.

 

    اما منم دوستت ندارم...من دوستت دارم....خیلی قشنگ تره نه؟...

 

پ.ن  این عکس العمل محض رو من ننوشتم....

+ نوشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 0:57 توسط گارسیا