تبليغاتX
خرپ خرپ های مغز یه چپ دست
  • توی تقویم جدید ، شماره تلفنها رو نمینویسم....

  •  دوست ندارم بفهمم دیگه یه سری از شماره ها رو نباید نوشت....


    پ.ن بعضی فهمیدنها مثه آمپول میمونه،درد داره...بعضی نفهمیدنها بدتره....اما بعضی از خودت رو به نفهمی زدنها از هر دو حالت دردناک تره


+ نوشته شده در جمعه 25 اسفند1385ساعت 19:48 توسط گارسیا

۱ــــــ

 

همیشه راه بهتری برای قیچی کردن آدمهای گیر هست...

 

فقط یه کم باید مختو کار بندازی...آنقدر ضایع نباش

 

پ.ن پیش قاضی و ملق بازی؟

 


۲ـــــــ

 

ببین آقا پسرمحترم ...خب اگه رژ این رنگی دوست داری بیا شماره و مارکشو بهت بگم ،برو بخر!!

 

چرا انقدر لب منو  نگاه میکنی؟

 


۳ـــــــ

 

این که تو جدول زندگیت خونه های سیاهش بیشتر از خونه های سفیدش باشه به کنار

 

این که وقتی حلش میکنی و به آخر میرسی ،میبنی جایزه اش فقط مرگه... .اینم به کنار

 

اما اینو که من رفتم و تو هنوز فکر میکنی هستم چی؟

 


۴ــــــ

      .لهجه خوب آب را داری ، وقتی لبخند می زنی

 

         .حواست هست چندوقته تشنه ام؟ ... 

 


الهی نامه:خدایا به خاطر داشته هام که مرسی....اما نداشته هامو ازم نگیر....آمین!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 0:1 توسط گارسیا |

ببین همه اونایی که میبینی... اونطوری که نشون میدن ،خوشبخت نیستن

سعی کن حسودیتو بذاری واسه چیزای بهتر


  • گاهی به هر آن چیزی که نتونم لمسش کنم شک میکنم
  • نکنه من همچین خاطرات زشتی نداشتم؟

 

پ.ن تو را لمس میکنم...پس هستی

 


  ببین آقای محترمی که پشت ماشین آخرین مدلت نشستی،لطفا دستتو از تو دماغت در بیار..

  کاش خدا به جای این همه پول یه جو فرهنگ بهت میداد


 دیده بودم ازتیکه های متنهای وبلاگم تو وبلاگهای دیگه استفاده بشه ،اما دیگه به شکل اس ام اس شو ندیده بودم.... که تازه اونم رو گوشی داداشت ببینی که دوست اصفهانیش براش فرستاده

 

اینو گفتم که بدونید گارسیا داره به شهرت ملی میرسه.و اگاه باشید که دارید وبلاگ چه شخصیت شخیصی رو میخونید.....اما خدایی اگه اینطور پیش بره ،جواب سلام مامانم هم به سختی میدم...

 

اما واقعا خودمم باورم نمیشد...خوشمان آدم از خودمان

 

پ.ن فضول نیستما...همیشه اس ام اساش میخونم...خودشم میدونه....اگه فکر بد کردی همین الان استغفار کن...باشد که امرزیده شود

 


الهی نامه:خدایا یه لطفی کن...اون رمانه که هنوز تو خماریشم ،..فعلا علی الحساب برسونش...بقیه

 

 خواسته هامو یه جور با هم کنار میاییم  که این یکی مهمتره

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 1:7 توسط گارسیا |

 ۱ـــــ

  • داره بهت خیانت میکنه....یهو درو باز کنی و بری تو
  • داری بهش خیانت میکنی...یهو درو باز کنه و بیاد تو

      کدوم بدتره؟..نه ...کدوم بهتره؟

     هیچی!

 نکته اخلاقی:حین خیانت در را حتما سه قفله کنید..کلید یدک هم نداشته باشد

پ.ن به دلیل تعهداتم به بلاگفا نمیتونم از عکس گویاتری استفاده کنم!


۲ـــــ واژه خونه تکونی وقتی اختراع شده که توی اسفندماه یه سال، زلزله اومد و خونه ها تکون خوردن وتمام اسباب اثاثیه جابجا شدن...بعدهمه مجبور شدن دوباره همه چیزو مرتب کنن وسرجاش بذارن

ولی نمیدونم چرا هرسال بیخود و بی جهت میفتن به جون این خونه ها...تا اونجا که من میدونم اینطرفها هیچ زلزله ای نیومده

پ.ن1 از خونه تکونی عید متنفرم......خصوصا وقتی گیر یه آدم150سانتی بیفتی که از تو به عنوان نرده

بون استفاده کنه

پ.ن2 این اختراع وتاریخچه واژه ازخودم بود...نرید یه جا بگید، بعد معلوم شه موثق نیست، به روح من

فحش بفرستیدا...


۳ـــــ   همه چیزدست به دست هم دادن تا منو معتاد کنن...

       یکیش میتونه همین پرسپولیس باشه....


۴ـــــ    کاش همه عروسها به جای اینکه برن گل بچیینن و گلاب بیارن واز این لوس بازیها در بیارن

           . یه خورده بیشتر فکر میکردن!

پ.ن شاید هم یه روزی واقعا منظور همین بوده...اما الان زحمت اوردن همین گل وگلاب هم به خودشون نمیدن


 ۵ــــ ضد حال یعنی اینکه ساعت ۶صبح با صدای وحشتناک و ممتد آژیر از خواب پاشی و از ترس ندونی چه کارکنی ،بعد با یه روسری بپری سرکوچه ببینی کلی آدم لت و پار و خونی مالی افتادن وسط خیابون.....

یا عصر وقتی میری پرده ها رو از اتوشویی بگیری،توی راه برگشت،بارون چرک و گندی که میاد همشون رو لکه دار کنه.....

یا از روی کابینت با سرعت مرگ بیفتی زمین(البته بادمجون بم هم که هستیم هیچیمون نمیشه)

یا دوستت بهت اس ام اس بزنه که کار داره وبعدم دوتا اس ام اس نصفه ازش داشته باشی...

یا شام ماهی داشته باشید.....

یا شب یه فیلم گندو مزخرف ببینی....

یا اینکه ساعت۲صبح با صدای جیغ ودعوای دوتا گربه بی صفت از خواب بیدارشی و از زور بیخوابی بیایی نت و هیچ کاری هم نباشه بکنی،و بزنی تو خط چرت پرت نویسی تو وبلاگت،دقیقا مثله الان

پ.ن این موقعها..رمانتیک ترین چیزا مثه نم نم عاشقونه بارون میشه چرکاب

پ.ن۲ همه اینا مال یه روز بود،شاید به نظر شما مهم نباشه اما واقعا میتونه اعصاب آدمو بریزه بهم...این آخری هم که دیگه واقعا ستم بود.....خوابم نمیبره هر کاری میکنم


الهی نامه:ببین خدایا من امسال در هیچ آزمون کاردانی به کارشناسی ای قبول نشدم...گفتم از الان

بگم که بدونی قراره سال دیگه چه کولاک کنی!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 3:10 توسط گارسیا |