تبليغاتX
خرپ خرپ های مغز یه چپ دست

 

همیشه که آدم پرتقال پوست نمیگیره...بعضی وقتها هم پرتغال پوست آدم رو قلفتی میکنه....

4 تا بچه قرتی موقشنگ بی غیرت جمع کردن اسمشو گذاشتن تیم ملی.... بابااگه فقط نصف اون پولی که برای پخش مستقیم مسابقات دادن به من میدادن...قول میدادم یه تیم تحویل بدم فراملی.....

                    

                                                              ***************

 

به نظر من هرکسی اون تجسمی از دنیاروداره، قبول میکنه وباور داره... که میبینه...........نه میتونه بهتر گفته شه که میخواد......

میتونی کاری کنی که ساده تر وراحت تر بینم؟....اصلا خیلی از چیزهارو نمیخوام بفهمم.....ببین بچه ها چه دنیای قشنگی دارن .....من هیچی(( نمیخوام)) ونه ((میخوام)) ازدنیا بدونم....

کمکم میکنی؟...

 

                                                            ****************

 

اعصابم خرد شده نمیدونم کامپیوترم خرابه یا مشکل چیز دیگه ست کلی طول میکشه تا کانکت شم بعدش هم نه صفحه باز میکنه نه مسنجر...خیلی طول میکشه...اکثرا آنلاین مینویسم...الانم کلی چیز میخواستم بنویسم اما همش پرید....همین آخریها موند....راستی میخوام یه سری از پستای اون بلاگم رو اینجا بذارم....

 

+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 22:28 توسط گارسیا |

 

 تولد /شیر/نازی/دندون/مامان/بغل/قاقانونوچه/مهدکودک/نقاشی/آفرین/دوچرخه/دبستان/ نمیرم/گریه/مکلف/نماز/کلاس زبان/دبیرستان/ نمیخوام/میخوام /چشم وگوش باز/گیر/انتخاب رشته/دوست/خنده/سرویس /کلاس کنکور/دانشگاه/درس/برو/بیا/ کوه /سخته/ فقط یه نمره/مشروطی/ پروژه/ چه خانمی (آقایی)شده/خواستگاری/نمیخوام/زوده/دعوا/بی خیال/کار/نگاه/آشنایی/تلفن/اس ام اس/عشق/خواستگاری/نه/برو/بیا/آره/ازدواج/جون کندن /حرص /جوش/ مامانت/مامانم/ کار/بچه(بک تو آپ)/ک.و.ن شستن/شب بیداری/نق /نق/زر/زر/ /کار/کار/................ /بازنشستگی/عروس/داماد/نوه/(بک تو آپ)خانه سالمندان/مرگ.

ببین.... باور کن بالایی نرمالترین نوعش بود.....البته وسطش میتونی یه سری ژانگولر بازی هم در بیاری....مثلا هیتلر بشی...یا خودکافکا.....اما بازم تو عبث ترین حلقه تکرار گیر افتادی...........چی میخوام از جون زندگی؟چی میخوای؟

پ .ن فقط خواهش میکنم ...نگو "خوب زندگی همینه دیگه".....به روایتی:خواهشا فقط زر نزن

بک تو آپ یعنی برگرد به بالا.....سر پله اولی...!!!!!


  نتیجه یک ساعت ونیم وب گردی و وبلاگ خونی امروز من، یه کشف واحساس جدید بود..........فکرکنم

  منم عاشق شده باشم!

 

  بادادن اسم ونشانی ازمعشوق خوشبخت احتمالی ،مغزی را ازخرپ خرپ برهانید!

 

  پ.ن با این همه ابرازاحساس وعلاقه دلداده های بلاگفایی به دلبرهای کذایی(از اون نوع دلبرک

 

  های فت وفراوون) انگار باید بگیم زکی به شیرین وفرهاد!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 15:39 توسط گارسیا |

 

چرا؟چرادیگه اون کفشهای پاشنه تق تقیت رو پا نمیکنی..... تا وقتی داری ناز میکنی وراه میری بدون اینکه سرم رو بگیرم بالا، به بچه ها بگم تویی؟........چرا به جای سایه سبز همیشگیت سایه آبی میزنی؟......چرا مانتو مد سه سال پیش رو میپوشی؟......این کارا رو میکنی که نگات کنن.....که نگات.....

ببینم اصلا چرا موهات رو هایلایتی ، سایلاتی چیزی نمیکنی ........خدایی خیلی وقته نخندیدیم!!!!!!

                                                     *************

تنهافکری که برای انتقام در مقابل خیانت اولی به سرمون میفته اعتماد نکردن به دومیه...

پ.ن من نمیتونم از کسی انتقام بگیرم خیالت تخت تخت

+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 18:7 توسط گارسیا |

 

فکرشو بکن همه "بی"ها "با" بشن..............همه "با" ها "بی" بشن..........عجب حالی میدی ها...قارارشمیشی میشه جون داداش

اما باور کن باز تکراری میشه!


راستی مگه قرار نشد اگه شناختید به روی خودتون نیارید!!!!!؟؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 4:13 توسط گارسیا |

 

آخه مامان من همینطوری منو به رگباربستی عیبی نداری.....اما هوای اون حوریهای زیر پات روهم داشته باش.....که داری فرت وفرت لهشون میکنی..گناه دارن جیگرا

پ.ن فکر کنم هنوز منو به فرزندی قبول داشته باشه!


فکر نکن چون دارم بهت فکر میکنم پس دارم بهت فکر میکنم.....نه خیلی وقته فکرم بیکاره!!

کاری چیزی براش سراغ نداری؟

+ نوشته شده در سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 17:51 توسط گارسیا |

 

من قبلا:

. یکی رو میخوام

که:

باهام حرف بزنه

که:

 باهاش حرف بزنم

. اما نصیحتم نکنه

من حالا:

یکی رو میخوام که فقط باهم حرف بزنیم....

(حرف ،نه ک.س شعر و شر و ور!)

پی نوشت:گشتم نبود/نگردنیست

 

+ نوشته شده در جمعه 5 خرداد1385ساعت 2:50 توسط گارسیا |