تبليغاتX
خرپ خرپ های مغز یه چپ دست
  •  ازدواج-ماه عسل-مهمونی-طلا-مامانت-مامانم-خواهرت-داداشم-دعوا-گذشت-کار-عشق-لباس-درس-زن خوشگل توی کوچه-خیانت-فهمیدم-نفهمید-وقت-همکار زن-خیانت-نمیفهمه-بی خیال-کار-توجه-تحقیر-همکار مرد-تحمل-پول-قهر-آشتی-توقع- مقایسه-سرخوردگی-خونه-کوچیکه-بزرگه-میخوام-نمیخوای-صکث ناموفق-دلسردی-بی اهمیتی-تحمل-ماشین-کار..........

  • این زودپز به یه سوپاپ اطمینان نیاز داره. . مطمئن ترین و سهل الوصول ترین راه..تولید مثله .

 

 پ.ن روز مادر به تمام مادران فداکار مبارک !

پ.ن۲ ما که از سوپاپ اطمینان هم گذشته بودیم

پ.ن ۳  این  و  این  و اینجا برای ما بسی نوستالوژی فراهم کرد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 1:58 توسط گارسیا

پسر باید نجیب و خانواده دار باشه

پسر بایدتحصیلکرده و با کلاس باشه

 پسر باید مرد باشه

پسر باید مایه دار باشه

 پسر باید خوشتیپ وخوش قد و بالا باشه

.

 .

 .

 والا ما خودمون هم که یه چیزی تو مایه های لوسین دوست پسر آنت مد نظرمونه !

 

پ.ن پیدا کنید پرتفال فروش را !

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 16:40 توسط گارسیا

اگر راست میگویی

وقتی سیاهم ،دوستم بدار.

وقتی سفیدم،همه دوستم دارند.

 

پ.ن پوووووف


الهی نامه : هیچوقت آدم های کوچیک رو با امتحان های بزرگتر از خودشون امتحان نکن...اینو چند بار بهت گفتم ؟
+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 1:4 توسط گارسیا

حکیم حاذقی میگوید:  اگر میخواهید عمری طولانی داشته باشید..مشروب و نوشیدنیهای غیر مجاز نخورید،سیگار نکشید،زیاد غذا نخورید(خصوصا غذاهای چرب)،دیر وقت نخوابید،روابط نامشروع نداشته باشید....

.

.

اما اگر میخواهید از زندگیتون لذت ببرید هر غلطی دلتون میخواد بکنید.


الهی نامه: آی خدایی که اونجا نشستی...ببینم خسته نشدی از این سریال تکراری؟

 

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 1:6 توسط گارسیا |

لطفا به من بخندید.

نیاز دارم که انعکاس حماقتم را در صورت دیگری ببینم.

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 0:52 توسط گارسیا

سر دلم یه چیزی داره سنگینی میکنه.

هیچ ربطی  به گلاب به روتون نداره.

 پریودم هم عقب نیفتاده.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 23:49 توسط گارسیا

خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش    
نمــانـد هیــچــش الا هــوس قـــمـار دیگـــر
 
 
پ.ن جانا سخن از زبان ما میگویی
 

دلم یه مامان جدید میخواد با یه عالمه غذاهای خوشمزه .

یه دوس (ترجیحا پسر) با یه عالمه حرفهای تازه .

 

پ.ن دچار سو تفاهم نشید حوصله ندارم


الهی نامه: این روزها بدجور حواست بهم هست.بی خیال

 

+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 15:45 توسط گارسیا

گفته بودم برایت ؟

 اولین حس مادرم نسبت به وجود من تهوع بود.


 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 17:7 توسط گارسیا

من دزد شبرو نیستم...

این روزها هر کی به ما میرسه از این حرفها میزنه.

 

پ.ن نه ،جدا دو تا گوشهام بدجور از زیر مقنعه و روسریم میزنه بیرون؟

+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 18:11 توسط گارسیا

این روزها نه کتاب دارم،نه فیلم،نه کار،نه درس،نه انگیزه، نه حتی حوصله بیکاری .

کسی کارخونه ای شرکتی چیزی سراغ نداره که نیاز به مدیر عامل داشته باشن؟...دلم لک میزنه یکی نامه بیاره امضا کنم.

 

پ.ن یکی چند تا سی دی جدید برداره بیاره گوش بدیم،مردیم از بس جوادیساری گوش دادیم.


اما قول میدهم فقط یک انتقام ساده ،دلت را به اندازه همه بخشش های دنیا خنک کند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 18:3 توسط گارسیا

 و زندگی همین گذشت های تکراری تهوع آور است.

هر چند که غرورمان را به گ.ا میدهد..اما شجاعانه با آن سر میکنیم .

 

    شاید هم احمقانه

 

+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 0:10 توسط گارسیا

۱- 

به تازگی بیست و سه ساله شدم..

الانم به سختی در حال تف کردن تک تک دقیقه های ۲۳ سالگیم هستم .

 

پ.ن تبریک با تاخیر شما را پذیرا نیستیم .

پ.ن هر سال بی معنی تر از پیشیــــم . 


بی ربط :  اینو پارسال فروردین نوشتم:

 سال ۸۵ بد بود..سال ۸۶ هم خوب نخواهد بود..نه کبودم از رفتن اون یکی..نه صورتی از اومدن این یکی..


۲ـ

تا جایی که یادمه هیچ تعهدی به هیچ کس ندارم

که اینجا کی به کی آپ بشه و نظرخواهی باز یا بسته باشه...

.

.

پس تا اطلاع ثانوی خودتونو لوس نکنید.


۳ـ

  • یه موقع هست واسه اینکه واست مهمه طرف فقط با تو باشه ،میخوای با تو باشه.

  • یه موقع دیگه هست واسه اینکه واست مهمه طرف با کسی دیگه نباشه ،میخوای با تو باشه.

 


۴ـ

.  از بچگی عادتمه میرم دستشویی ..خودمو به صورت مایع تخلیه میکنم.

.  ۱۰-۱۵ دقیقه بعد دوباره باید برم دستشویی، خودمو به صورت جامد تخلیه کنم

مصداق اینه که:

. میام نت یه پست تقدیم میکنم به عالم اینترنت....

. اما چند دقیقه بعد تازه میفهمم اون سفت سفتاش مونده...

(با این تفاوت که دیگه نمیام خودمو تخلیه کنم.)


ترانه گردی: 

رفیقان یک به یک رفتند ، مرا با خود رها کردند.....همه خود درد من بودند ،گمان کردم که همدردند .


الهی نامه : تو هنوزم تنهایی؟..عیب نداره واسه همه پیش میاد،حالا تعریف کن ببینم طرفت کی بوده...

 

+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 0:29 توسط گارسیا |

زبانی به تعزیه در خون یار نشسته

 

زانو در بغل و بچه به زیر پای

 

راضی به مرگ عزیزان

 

ولی نه خفته و گرسنه خفته

 

 

نسب ِ من!

 

می بینی پشتم به کجاهای روزگار خلیده؟

 

و خر ِ بسته به زنجیر ِ کشیدن ام

 

چه دوری برداشته با دُم سوخته اش

 

گویی سده را هر صدم ثانیه برگزار می کنند

 

و آتش بازی

 

به انبار خدا هم سرایت نموده!

 

 

مُرد!

 

اگر چه مادر بزرگ من نبود

 

اما برای آدم

 

خویشی لازم ست ، نه؟

 

تا درویشی و پیله وری به اندرون غار

 

 

تو می توانی صورت ات را بپوشانی

 

اما بالماسکه با طلوع آفتاب تمام می شود

 

و نامحرمان به نشان علی بابا آشکار

 

 

بغداد

 

بیا چهل دزدت را یکجا تحویل بگیر

 

و پیش از ذبح

 

در کاسه یی چهل کلید

 

با طعمی چهل گیاه

 

آبشان بنوشان

 

و پیش از ذبح

 

اذانت را بگو که چهل تکبیر دارد

 

بر مناره ی زمینی شریف

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 20:53 توسط گارسیا

چون دو تا استکان بود..دو تا چای ریختم

و الا تنها بودم.

 

پ.ن بخوانید هستم !

پ.ن با این اوصاف ولنتاین یا هر کوفت دیگه ای رو اینجا باید هوار بکشم؟

 

+ نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:6 توسط گارسیا

 شدم اون علف هرزی که به دهن هیچ بزی شیرین نمیاد.

 

پ.ن این روزها اگه سگ نباشی ،میندازنت جلوی آدمها تا تیکه تیکه ات کنن.

 


  • منم یه روز مثله تو میشم...همونطور که تو میخوای.همونطور که ایده آلته.

  • بعدش هم انقدر کلاهمو سفت میگیرم..که کله امو باد ببره.

 

پ.ن: بزرگ که بشیم، همه واسمون کوچیک میشن..


 ترانه گردی:من دارم تو آدمکها می میرم /تو برام از پریا قصه می گی/من دارم تو پیله ی وحشت می پوسم/تو برام از خنده چرا قصه می گی...؟


الهی نامه:خدایا بیا مرد و مردونه شرط ببندیم ،خودت هم از آفرینش این همه کاراکتر احمق پشیمونی !

 

+ نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 0:41 توسط گارسیا

  • این همه خیابان..این همه کوچه..این همه راه و بزرگراه به چه کار می آید؟

       وقتی...

  • کاش آدم برفی بودیم...(هیس)...

 

پ.ن هی رفیق..دستکشها چه کاربرد غریبی دارند امسال..وقتی کسی نیست توی دستهات "ها" کنه .

 

 

+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 2:8 توسط گارسیا

 اگه سیگاری بودم.

 اونوقت شاید با شماردن ته سیگارهام....یا پاکتهای خالی تو سطل آشغال...بازم شاید میتونستم حال این روزهامو بفهمم !


  • کاش دنیا مثل اینترنت بود

      از هر کی خوشت میومد میتونستی دونلودش کنی.

  • بگذریم از اینکه گاهی خودتو فحش میدی که یه سری فایلها رو نه دلت میاد پاکشون کنی..نه جایی رو هارد تا نگهشون داری.


پ.ن
اینجا ایران است...و من تمام پسران سرزمینم را دوست میدارم !

( اینجا ایران است و من تو را دوست میدارم/ یغما گلرویی)


 سه پست در یک روز...

داره از خودم خوشم میاد...استعداد چرت و پرت نویسیم واقعا فوق العاده است...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 9:13 توسط گارسیا

دهنتو بلاگفا....بیست باره از صبح "ثبت مطلب و بازسازی وبلاگ" رو زدم هی لعنتی ارور میده...

پ.ن البته فکر نکنید دقیقا ۲۰ بار....گشاد تر از این حرفهاست.


یه پسره کامنت داده بود و این حرفها!...بچه ۱۶ سالش بود و دوم دبیرستان....

من از همین تریبون رسمی! عذرخواهی میکنم و خودمو مشمول الذمه تمام انحرافات احتمالی ای میدونم که ممکنه کم سن وسال تر ها با خوندن وبلاگ من پیدا کنن.

آخه عزیز من اینجا رو نخون...اینجا گهگداری +۱۸ میشه.

پ.ن تو چرا به خودت بر میداری؟ ...منظورم سن شناسنامه ای بود نه سن عقلی...تو راحت باش.

 


این روزها همه پسرا و دخترا ..۰۹۱  ثابت دارن .  

اما وقت آشنایی بلا استثنا  ۰۹۳۵ اعتباری میدن .

 

پ.ن تا حالا فکرشو کردی این ایرانسل چه خدمتی در جهت ارتقا فرهنگ و آسایش ایرانیان کرده؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 8:53 توسط گارسیا

دیر نشده بود هنوز....داشتم که میرفتم.

نگاهم نکردی...صدایم نکردی.

رفتم !

 

پ.ن ارنستو رو هنوز پایه ام .


  1. من اینجا نشسته ام . جدول حل میکنم. چای داغ هم هست .
  2. در جعبه روبرویم مردیست که خود را در پارچه ای بزرگ پیچیده و در هیبت پیغمبر گونه اش از عذاب آتش دوزخ میگوید .
  3. تو از فیلم جدید براد پیت میگویی و خانه ای که قصد خریدش را داری .
  4. او ساکت است،فکر کنم به قسط هایش فکر میکند و حسرت چکمه مارک داری که امروز پشت ویترین دیده .
  5. مادر سیب زمینی پوست میگیرد و با صدایی خسته از گذر سالهای بی مهر،تصنیفی قدیمی را زمزمه میکند .
  6. و پسرک کمی آنطرف تر است...میبینی اش؟

         از سرما دارد مغز استخوانش میترکد .

 

پ.ن کاش امشب همه سرمازدگان با یک پتوی اضافه میخوابیدند.

پ.ن برای چایی سردم قند میاری؟


ترانه گردی: یه ترانه ای هست همش میگه " تازگی یا ، ببخشیدا ،ببخشیدا ، تازگی یا "...نمیدونم کی و چی خوندتش.


الهی نامه: خدایا تو که این همه قدرت لایزال و این حرفها داری...خوب واسه خطوط ارتباطیت یه adsl ی چیزی بگیر...ما هم واسه استجابت دعامون آنقدر معطل نمی مونیم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 8:43 توسط گارسیا

تا حالا توجه کردید اینایی که خودروی فرسوده دارن

خودشون عتیقه تر از ماشینشون هستن؟

 

پ.ن به کسی که پاسخ درست رو بده، از طرف انجمن عتیقگان یک عدد از همون خوروهای فرسوده اهدا خواهد شد

پ.ن امشب ک.س شعرم میاد، اساسی....


من هنوز دلبرکان غمگین مارکز رو نخوندم

تف به این روزگار

 

پ.ن کسی میدونه با ترجمه کی بهتره؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 1:21 توسط گارسیا